سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
باران در کویر
آزمند بودن ، جاودان بندگى نمودن است . [نهج البلاغه]
باران در کویر

وای بر قلبم
  • نویسنده : کویرتشنه:: 12/9/85:: 4:19 عصر
  • خدایا تو قلب مرا مرکز دوست‏داشتن‏ها عشق‏ها و محبت‏ها قرا دادی، 


     


                     پس وای بر قلبم...اگر تو را دوست نداشته باشد و اگر


                                              


                                                    با هر تپش یاد تو را به رگهایم نفرستد!!!



     


     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    کیست که مرا از تنهایی به در آورد؟
  • نویسنده : کویرتشنه:: 3/9/85:: 11:59 عصر
  •  


     


    خدابود و دیگر هیچ نبود،خلقت هنوز قبای هستی بر عالم نیاراسته بود. ظلمت بود. جهل بود. عدم بود،سرد و وحشتناک و در دایره امکان هنوز تکیه گاهی وجود نداشت.خداکلمه بود ، کلمه ای که هنوز القاء نشده بود. خدا خالق بود خالقی هنوز خلاقیتش مخفی بود. خدارحمان و رحیم بود ولی هنوز ابر رحمتش نباریده بود . خدا زیبا بود اما هنوز زیبایش تجلّی نکرده بود...


    اراده خدا تجلّی کرد ، کوهها و دریاها و آسمانها و کهکشانها را آفرید.چه انفجارها چه طوفانها چه سیلابها چه غوغاها ...زندگی با شور و هیجان زایدالوصفش به هر سو می تاخت.
    آنگاه خدا انسان را از حماء مسنون آفرید و او را بر صورت خویش ساخت و روح خود را در او دمید و این خلقت عجیب را در میان غوغای وجود رها ساخت.
    انسان غریب و ناآشنا از هر گوشه ای به گوشه‏ای دیگر می‏گریخت و پناه‏گاهی  می‏جست که در آن با یکی از مخلوقات همرنگ شودودر سایه جمع استقرار بیابد واز ترس تنهایی وشرم بیگانگی وغیر عادی بودن به درآید.
    به سراغ فرشتگان رفت و تقاضای دوستی و مصاحبت کرد،همه با سردی از او گذشتند و در جواب الحاح پرشورش سکوت کردند. انسان وحشت زده  و دل‏شکسته  با خود نومیدانه می‏گفت: مرا ببین یک لجن خاکی می‏خواهد انیس فرشتگان آسمان شود!... پرنده‏ای یافت در پرواز که بالهای بلندش را بازمی‏‏کردوبه آرامی در آسمانها سیر می‏نمودخوشش آمد وگفت آیا استحقاق دارم هم پرواز تو باشم؟اما پرنده جوابی نداد وبه آرامی از او گذشت واورادرتردید وناراحتی گذاشت و او افسرده وسرافکنده با خود گفت :مرا ببین که از لجن خاکی ساخته‏شده‏ام ولی می‏خواهم از قید این زمین خاکی آزادگردم چه آرزوی خامی چه انتظار بی جایی انسان، خسته، روح مرده، پژمرده دلشکسته ،وحشت زده ومایوس ، تنها سر به گریبان تفکّر فرو برد و احساس کرد که استحقاق دوستی با هیچ مخلوقی را ندارد...آنگاه صبرش به پایان رسید ضجّه کرد، اشک فرو ریخت و از ته دل فریاد برآورد: کیست که مرا از تنهایی به درآورد؟؟؟


     کیست که این لجن متعفّن را بپذیرد؟من پناهگاهی ندارم،کیست که دست مرا بگیرد؟کیست که بدبختی مرا ملاحظه کند؟کیست که به استغاثه من لبیک گوید؟   


      ناگهان طوفانی به پا شد،زمین به لرزه درآمد،آسمان غرّیدن گرفت،صدایی در زمین و آسمان طنین انداز شد که از هر گوشه و از هر ذرّه و از زبان هر موجود بلند گردید:


       ای انسان، تو محبوب منی،دنیا را به خاطر تو خلق کرده‏ام ، و تورا به صورت خود آفریده‏ام و از روح خود در تو دمیده‏ام و اگر کسی به ندای تو لبیک نمی‏گوید به خاطر آن است که هم‏طراز تو نیست و جرأت برابری و همنشینی با تو را ندارد، حتّی جبرئیل،بزگترین فرشتگان،قادر نیست که هم طراز تو شود زیرا بالش می سوزد و از طیران به معراج باز می‏ماند.


       ای انسان تنها تویی که زیبایی را درک می‏کنی ،جمال و جلال و کمال ، تو را جذب می‏کند.تنها تویی که خدا را با عشق نه با جبر پرستش می کنی.


       ای انسان تنها تویی که قدرت خلّاقیت خدا را درک می‏کنی، تنها تویی که غرئر می‏ورزی و عصیان می‏کنی و لجوجانه می‏جنگی و شکسته می‏شوی و رام می‏گردی و جلال و جبروت خدا را با بلندی طبع و صاحب نظری خود درک می‏کنی،  تنها تویی که فاصله بین لجن و خدا را قادری بپیمایی و ثابت کنی که افضل مخلوقاتی!تنها تویی که با کمک بالهای روح ،به معراج می‏روی،تنها تویی که زیبایی غروب تو را مست می‏کند و از شوق می‏سوزی و اشک می‏ریزی.
      ای انسان ! خلقت در تو به کمال رسید و کلمه در تو تجسّم یافت و زیبایی با دیدگان زیبابین تو ظهور کرد و عشق با وجود تو مفهوم و معنی یافت و خدایی،خود را در صورت تو تجلّی کرد.ای انسان تو مرا دوست داری و من نیز تو را دوست دارم ، تو از منی و به سمت من بازمی‏گردی. 


     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ---------------------------------------------------
     RSS 
    خانه
    ایمیل
    شناسنامه
    مدیریت وبلاگ
    کل بازدید : 11951
    بازدید امروز : 13
    بازدید دیروز : 45
    ............. بایگانی.............
    مهدویت

    ........... درباره خودم ..........
    باران در کویر
    کویرتشنه[3]


    ............. اشتراک.............
     
    ............ طراح قالب...........